تابستان 67،تابستان 88

آیت الله منتظری در بخشی از خاطرات خود خطاب به آقای خمینی وزارت اطلاعات زمان آقای موسوی(محمد محمدی ری شهری ، داماد محبوب آیت ا… مشکینی) را اینگونه به تصویر میکشد

“شنیده شد فرموده اید فلانی مرا شاه و اطلاعات مرا ساواک شاه فرض کرده است. البته حضرتعالی را شاه فرض نمی کنم ولی جنایات اطلاعات شما و زندانهای شما روی شاه و ساواک را سفید کرده است. من این جمله را با اطلاع دقیق می گویم.” خاطرات آیت الله منتظری، بخش پیوست ها، پیوست 150 ، ج2، ص 1213

- گوشه ای از نامه 29 بهمن 67 کروبی( به همراه امام جمارانی و حمید روحانی) به آیت الله منتظری:

“شما همیشه در برخورد با مسئولان و مقامات قضایی از عفو زندانیان گروهکی سخن میگویید و آزادی آنان را میخواهید. با وجود آن که بارها برای شما ثابت شده است که بسیاری از آنان به سبب اصرار و پافشاری شما مورد عفو قرار گرفتند و آزاد شدند و با شناسایی بیشتر از پاسداران و بسیجیان دست به آدمکشی و ترور زده و خون عزیزان ما را ریختند. لیکن هرگز این گونه رویدادهاد در موضع شما در پشتییبانی از زندانیانگروهکی تغییری پدید نیاورده است”.
خاطرات آیتالله منتظری، پیوست شماره 167 , ج2 ، ص 1252

چه بسا این انتخابات،یگانه انتخابات ایرانی است که در آن تلمیحی تاریخی این چنین نقشی مهم را بر عهده گرفته است.واقعه ای که تا سال ها محل ایراد وبحث به نظر می رسد. آن چه اما جای بررسی است میزان توجه دانشجویان و جوان مخالف و منتقد است به مسئله مذکور.

سید سبز گستر،خاوران هنوز سرخ است….شیخ مدعی حفظ حقوق بشر، فحش نامه ات را به منتظری به یاد
داریم

این چنین شعارها در میان حامیان فصلی!! دو نامزد اصلاح طلب چه بسیار قابل رویت است. نکته این که بیشتر این افراد علت تاکید بر کشتار 67 و وصل نمودن به یک طرف منازعه را نه از برای جمع آوری آرا که تنها تخریب نامزد رقیب می دانند، رقیب اما نه احمدی نژاد که فتوای حمایتی بالاترین مقام جمهوری اسلامی را پشت سر خویش دارد که رقیبی برخاسته از اردوگاه یکسان.

گر چه حامیان شیخ و مهندس در کوی و برزن مدام بر سر هم فریاد انتقام گیری سر می دهند اما بر این نکته تامل نمی کنند که مهم ترین حامی دولت موسوی در زمان جنگ، کروبی بود و عامل اصلی مفارقت کروبی از جامعه روحانیت مبارز، تنها و تنها موسوی بود و لا غیر. نقد حامیان نشسته در اردوگاه شیخ مبنی بر برخورداری مهندس از مسئولیتی رسمی در زمانی مقارن با فاجعه مذکور، گر چه در وهله اول درست به نظر می رسد اما بر این نکته توجه مبذول نمی دارند که همین شیخ بود که با فحش نامه خویش چهار نعل بر حسینعلی منتظری تاخت تا مبادا قائم مقام سابق آیت ا.. خمینی را توانا در افشای کشتار، آن هم در محرم، بیند چرا که افشای این پیشامد غیر انسانی را موجب تضعیف نظام اسلامی می دانست و به همین دلیل، منتظری ، این نخستین حامی و مبلغ نظریه ولایت فقیه، را معاند با مقام ولایت دانست. فحش نامه اخیرالذکر اما دلیلی نیست بر شسته شدن دست مهندس از نقش وی در تابستان 67 که گرچه مهندس نیز بسان شیخ، نقشی مستقیم در ارتکاب بدین حادثه نداشت و نه عامل بود در این واقعه و نه آمر و درست که همچون متحد دیروز و رقیب امروز خویش، فحش نامه ای از برای شیخ منتظر! گسیل نداشت به هر ترتیب اما با سکوت خویش، سکوتی از جانب شخص سوم حکومت در ان زمان، مهر تاییدی گذاشت بر تابستان فراموش ناشدنی 67 ،سکوتی به نشانه رضایت! چه این که می توانست بسان دومین روحانی مقتدر آن روزها زبان به اعتراض گشوید و خود را بری از مسئله کند

اندکی تامل، مطمئنا دوستان را بر این نکته متفق القول می نماید که از برای تبلیغ نامزد متبوع و مطبوع خویش، از آب گل آلود حوادث67، ماهی مراد خویش را حاصل نمی نمایند. پس شایسته است که بحث مربوط را در توجیه اندیشه پریشان خویش به کناری فکنده و با توسل به دلایل مستدل به حمایت کاندیدای خویش بپردازند

منتشرشده در:  on جولای 8, 2009 at 8:17 ب.ظ نوشتن دیدگاه

URI لازم برای فرستادن دنبالک به این ورودی: http://iranvataneazad.wordpress.com/2009/07/08/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-67%d8%8c%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-88/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

Leave a Comment